دلبستگی در کودکان: انواع سبک های دلبستگی در کودکان + علت و علائم

دلبستگی در کودکان یکی از بنیادی‌ترین عوامل شکل‌دهنده شخصیت، سلامت روان و کیفیت روابط اجتماعی در آینده است که از نخستین ماه‌های زندگی آغاز می‌شود. شیوه پاسخ‌گویی والدین به نیازهای جسمی و عاطفی کودک، نقش مستقیمی در ایجاد احساس امنیت یا ناامنی او دارد و می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری الگوهای متفاوت ارتباطی شود. شناخت انواع دلبستگی در کودکان، آگاهی از علت ایجاد هر سبک، تشخیص به‌موقع علائم دلبستگی ناایمن و آشنایی با راهکارهای تقویت دلبستگی ایمن، به والدین کمک می‌کند محیطی امن و حمایتگر برای رشد سالم فرزند خود فراهم کنند.

در ادامه این مطلب از بلاگ روانشناس کودک مامانی نو به بررسی دقیق تر علائم دلبستگی در کودکان و انواع آن می پردازیم.

بررسی انواع دلبستگی در کودکان

دلبستگی در کودکان چیست؟

دلبستگی در کودکان پایه اصلی احساس امنیت، اعتماد و رشد سالم هیجانی است و کیفیت آن مسیر بسیاری از روابط آینده را تعیین می‌کند.

پیوند عاطفی عمیقی که میان یک کودک و مراقبان اصلی او شکل می‌گیرد، در ادبیات روانشناسی با عنوان دلبستگی در کودکان شناخته می‌شود. این مفهوم که نخستین بار توسط جان بالبی، روانپزشک بریتانیایی، در دهه ۱۹۳۰ مطرح شد، فراتر از یک رابطه ساده مراقبتی است و به نوعی «لنگر عاطفی» تبدیل می‌شود که کودک برای کشف دنیای پیرامون خود به آن تکیه میزند.

دلبستگی در کودکان نه‌تنها پاسخگویی به نیازهای اولیه مانند گرسنگی یا خواب است، بلکه به ایجاد یک پایگاه امن روانی اشاره دارد که کودک از آن طریق به درک خود، دیگران و محیط اطرافش می‌پردازد. به بیان دقیق‌تر، دلبستگی در کودکان یک سیستم انگیزشی زیست‌شناختی است که بقا را تضمین کرده و از طریق رفتارهایی مانند گریه، لبخند، چسبیدن و دنبال کردن، ارتباط متقابل را با مراقب برقرار می‌سازد.

پیوند عاطفی که به‌نام دلبستگی در کودکان که در سال‌های ابتدایی زندگی شکل می‌گیرد، نقشی تعیین‌کننده در تمام ابعاد تحولی او داشته و کیفیت آن، مسیر سلامت روانی، مهارت‌های اجتماعی و الگوهای ارتباطی فرد را برای تمام عمر ترسیم می‌نماید. این رابطه که در چهار مرحله تحولی از تولد تا حدود دو سالگی تکامل می‌یابد، محصول تعامل پیچیدهای از عوامل مرتبط با خود کودک، رفتار و سلامت روانی مراقب، شرایط خانوادگی و بافت فرهنگی-اجتماعی است. سبک‌های گوناگونی که از این تعاملات بروز می‌کنند، از مطلوب‌ترین الگو که با اعتماد، امنیت و رشد هماهنگ همراه است تا اشکال آسیب‌زایی که با اضطراب، اجتناب یا آشفتگی در روابط مشخص می‌شوند، طیف گسترده‌ای از پیامدهای عاطفی و رفتاری را در بر می‌گیرند.

دلبستگی در کودکان

اهمیت دلبستگی کودکان زیر دو سال

دوران تولد تا دو سالگی حساس‌ترین مرحله برای شکل‌گیری دلبستگی کودکان است. در این بازه زمانی، مغز با سرعت زیادی رشد کرده و تجربه‌های عاطفی کودک مسیر شکل‌گیری شبکه‌های عصبی مرتبط با تنظیم هیجان، یادگیری و روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از طرفی دلایل دلبستگی کودک به والدین را باید در نیازهای عاطفی، روانی و زیستی کودک جست‌وجو کرد

کودکی که در این سال‌ها رابطه‌ای ایمن با مراقب خود تجربه می‌کند، معمولاً آرام‌تر است، استرس را بهتر مدیریت کرده و با اطمینان بیشتری محیط اطراف را کشف می‌کند. این احساس امنیت، پایه رشد اعتماد به نفس، استقلال، توانایی برقراری ارتباط با دیگران و حتی موفقیت تحصیلی در سال‌های آینده خواهد بود.

دلبستگی در کودکان چگونه شکل می‌گیرد؟

فرآیند شکل‌گیری دلبستگی در کودکان یک فرایند تدریجی و تعاملی است که از بدو تولد آغاز شده و تا حدود ۱۸ تا ۲۴ ماهگی به بلوغ اولیه خود می‌رسد. نوزاد از طریق گریه، لبخند، تماس چشمی، صدا زدن و آغوش خواستن با والدین ارتباط برقرار می‌کند و هر بار که مراقب به این نیازها پاسخ مناسب می‌دهد، احساس امنیت بیشتری در کودک ایجاد می‌شود.

در ادامه، کودک این رابطه را «پایگاه امن»  خود می‌داند؛ یعنی با اطمینان کامل از حضور والدین، محیط را کشف کرده و در صورت احساس خطر دوباره به آن‌ها بازمی‌گردد. پاسخ‌دهی سریع، محبت‌آمیز و قابل پیش‌بینی والدین مهم‌ترین عامل تقویت این فرآیند است. در مقابل، پاسخ‌های نامنظم یا بی‌ثبات می‌توانند روند طبیعی شکل‌گیری دلبستگی را تحت تأثیر قرار دهند.
شکل گیری دلبستگی در کودکان

عوامل مؤثر بر شکل‌گیری دلبستگی کودکان

برای پاسخ به این پرسش که دلبستگی در کودکان چیست، باید عواملی را که بر کیفیت این پیوند اثر می‌گذارند، شناخت:

  • پاسخ‌گویی سریع و مناسب والدین به نیازهای جسمی و عاطفی کودک
  • ثبات حضور مراقب اصلی در سال‌های ابتدایی زندگی
  • تماس بدنی، آغوش گرفتن، نوازش و ارتباط چشمی مناسب
  • امنیت و آرامش محیط خانواده
  • سلامت روان والدین و توانایی آن‌ها در مدیریت استرس
  • تجربه‌های آسیب‌زا مانند غفلت، خشونت یا جدایی‌های طولانی
  • خلق‌وخو و ویژگی‌های ذاتی کودک که بر نحوه تعامل با والدین اثر می‌گذارد
    عوامل موثر بر دلبستگی کودکان

انواع سبک های دلبستگی در کودکان

دلبستگی در کودکان در چهار سبک ایمن، اجتنابی، دوسوگرا و آشفته شکل می‌گیرد که هرکدام پیامدهای متفاوتی بر رشد کودک دارند.

روان‌شناسان چهار مورد از مهم‌ترین انواع دلبستگی در کودکان را معرفی کرده‌اند که هر یک بر اساس کیفیت رابطه کودک با مراقب اصلی شکل می‌گیرد. این سبک‌ها شامل:

1. دلبستگی ایمن

زمانی دلبستگی کودک به‌صورت ایمن شکل می‌گیرد که والدین به نیازهای جسمی و هیجانی او با ثبات، محبت و حساسیت پاسخ دهند. کودک در این شرایط یاد می‌گیرد که مراقبش در زمان نیاز در دسترس است؛ بنابراین با اطمینان محیط را کشف می‌کند و هنگام ناراحتی برای آرامش به والدین مراجعه می‌کند.

ویژگی‌های دلبستگی ایمن در کودکان و بزرگسالان

آثار دلبستگی در کودکان به‌طور محسوسی در بزرگسالی نیز دیده می‌شود. کودکانی که دلبستگی ایمن داشته‌اند اگرچه هنگام جدایی از والد ناراحت می‌شوند، اما پس از بازگشت او به‌سرعت آرام شده و دوباره به بازی یا فعالیت خود ادامه می‌دهند.

در بزرگسالی نیز این افراد معمولاً اعتماد بیشتری به دیگران داشته، روابط عاطفی پایدارتر برقرار کرده، از بیان احساسات خود نمی‌ترسند و در زمان تعارض، گفت‌وگو و حل مسئله را به قهر کردن یا پرخاشگری ترجیح می‌دهند.

تاثیرات دلبستگی ایمن

در میان انواع سبک های دلبستگی در کودکان، دلبستگی ایمن بیشترین تأثیر مثبت را بر رشد کودک دارد. این سبک باعث افزایش اعتماد به نفس، احساس ارزشمندی، رشد بهتر مهارت‌های اجتماعی و توانایی تنظیم هیجان می‌شود.

نقش والدین در شکل‌گیری دلبستگی ایمن

دلبستگی در کودکان بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر رفتار روزمره والدین قرار دارد. والدینی که با کودک صحبت می‌کنند، او را در آغوش می‌گیرند، احساساتش را می‌پذیرند و در شرایط دشوار منبع آرامش او هستند، به کودک کمک می‌کنند تصویری مثبت از خود و دیگران بسازند.
دلبستگی ایمن در کودکان

2. دلبستگی دوسوگرا یا اضطرابی

از انواع دلبستگی در کودکان سبک دوسوگرا یا اضطرابی است. این نوع سبک وابستگی ناایمن بوده و از پاسخگویی بی‌ثبات والدین شکل می‌گیرد: گاهی بسیار حمایتگر و گاهی کاملا بی‌تفاوت.

در نتیجه، کودک نسبت به حضور والد اطمینان نداشته و دائماً نگران از دست دادن او است. این الگو می‌تواند در آینده وابستگی عاطفی، ترس از طرد شدن و دشواری در تنظیم احساسات به‌همراه داشته‌باشد.
دلبستگی اضطرابی

3. دلبستگی اجتنابی

نوع دیگری از دلبستگی در کودکان، نوع اجتنابی است یعنی کودک یاد می‌گیرد که بیان نیازهای عاطفی نتیجه‌ای ندارد؛ بنابراین علارغم اینکه وجودش در آتش اضطراب است، اما احساسات و هیجانات خود را پنهان می‌کند. این وضعیت در خانواده‌های سرد و از هم پاشیده که به احساسات کودک بی‌توجه‌اند، دیده می‌شود.

تاثیرات دلبستگی اجتنابی

بررسی انواع دلبستگی در کودکان نشان می‌دهد که پیامدهای سبک اجتنابی، هرچند در ظاهر کمتر از سایر سبک‌های ناایمن به چشم می‌آید، اما عمیقاً بر کیفیت زندگی و روابط فرد در درازمدت تأثیر گذاردند.

این کودکان که یاد گرفته‌اند برای دریافت توجه و حمایت، به دیگران تکیه نکنند، در دوران مدرسه اغلب به عنوان کودکانی «مشکل‌آفرین» شناخته می‌شوند که رفتارهای پرخاشگرانه و قلدرمآبانه از خود بروز داده و در آینده نیز از تعاملات اجتماعی کناره‌گیری می‌کنند.
دلبستگی اجتنابی در کودکان

4. دلبستگی آشفته یا سازمان‌نیافته

شدیدترین نوع دلبستگی در کودکان، سبک آشفته یا سازمان‌نیافته است. در این الگو، کودک نسبت به مراقب اصلی خود احساسات متناقضی دارد؛ از یک سو برای امنیت به او نیاز دارد و از سوی دیگر از او می‌ترسد یا رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی او را تجربه کرده است.

دلبستگی آشفته چگونه ایجاد می‌شود؟

اگرچه مراحل دلبستگی در کودکان به‌طور طبیعی از بدو تولد آغاز می‌شود، اما تجربه‌های شدید و آسیب‌زا می‌توانند روند طبیعی آن را مختل کرده و به شکل‌گیری دلبستگی آشفته منجر شوند.

مهم‌ترین عوامل ذلبستگی آشفته شامل: بدرفتاری، ترساندن کودک، خشونت خانگی، غفلت شدید، سوءمصرف مواد در والدین، بیماری‌های روانی درمان‌نشده یا تغییرهای مکرر مراقبان هستند. در چنین شرایطی، کودک نمی‌تواند تشخیص دهد که مراقب او منبع امنی است یا تهدیدکننده.

تاثیرات دلبستگی آشفته

احتمال بروز مشکلات هیجانی و رفتاری در دلبستگی کودکان از نوع آشفته در بزرگسالی افزایش می‌یابد. طبق پژوهش‌های انجام شده با تداوم این نوع دلبستگی، خطر ابتلا به اضطراب، افسردگی، مشکلات رفتاری یا روابط عاطفی ناسالم در نوجوانی و بزرگسالی بیشتر است.
دلبستگی آشفته

علائم و نشانه‌های اختلال دلبستگی در کودکان

تشخیص زودهنگام علائم اختلال دلبستگی در کودکان می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلات هیجانی، رفتاری و اجتماعی در آینده پیشگیری کند.

شناخت علائم دلبستگی در کودکان به والدین کمک می‌کند تا در صورت مشاهده نشانه‌های غیرطبیعی، زودتر از متخصص کمک بگیرند. همه مشکلات رفتاری به معنای اختلال دلبستگی نیستند، اما تداوم چند مورد از علائم زیر می‌تواند نیازمند ارزیابی تخصصی باشد:

  • ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی با والدین یا مراقبان
  • ترس یا اضطراب شدید هنگام جدایی یا برعکس، بی‌تفاوتی کامل نسبت به آن
  • دشواری در اعتماد کردن به دیگران
  • مشکل در آرام شدن پس از ناراحتی یا استرس
  • رفتارهای پرخاشگرانه یا کناره‌گیری اجتماعی مداوم
  • نوسانات شدید هیجانی و واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی
  • وابستگی افراطی یا اجتناب کامل از تماس عاطفی
  • تأخیر در رشد مهارت‌های اجتماعی و برقراری دوستی
    علائم دلبستگی در کودکان

مراحل دلبستگی در کودکان

همزمان با رشد مغز و تکامل توانایی‌های شناختی و هیجانی، مراحل دلبستگی در کودکان به‌تدریج شکل می‌گیرد. دلبستگی در هر مرحله نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت و اعتماد کودک دارد.

  • مرحله پیش‌دلبستگی (تولد تا حدود ۶ هفتگی): نوزاد با گریه، لبخند و تماس چشمی با همه افراد ارتباط برقرار می‌کند و هنوز وابستگی مشخصی به یک فرد خاص ندارد.
  • مرحله شکل‌گیری دلبستگی (۶ هفته تا ۶ یا ۸ ماهگی): کودک به‌تدریج مراقب اصلی را تشخیص و به حضور او واکنش بیشتری نشان می‌دهد.
  • مرحله دلبستگی آشکار (حدود ۶ تا ۱۸ ماهگی): کودک هنگام جدایی واکنش نشان داده و با حضور والد آرامش‌بخش می‌گیرد.
  • مرحله رابطه متقابل (از حدود ۱۸ تا ۲۴ ماهگی به بعد): با رشد زبان و شناخت، کودک بهتر علت رفتن و بازگشت والد را درک کرده و تحمل جدایی نیز به‌تدریج افزایش می‌یابد.

اختلال دلبستگی چگونه تشخیص داده می شود؟

تشخیص اختلال دلبستگی در کودکان تنها بر اساس یک رفتار یا یک جلسه امکان‌پذیر نیست و نیازمند ارزیابی جامع توسط روان‌شناس یا روان‌پزشک کودک است. متخصص ابتدا تاریخچه رشد کودک، کیفیت رابطه او با والدین، شرایط خانوادگی و تجربه‌های آسیب‌زا را بررسی می‌کند. در ادامه، رفتار کودک در موقعیت‌های مختلف، نحوه تعامل با والدین، میزان اعتماد، توانایی تنظیم هیجان و واکنش او هنگام جدایی یا ملاقات مجدد ارزیابی می‌شود.

آیا مشکلات دلبستگی قابل درمان هستند؟

خبر خوب این است که بسیاری از مشکلات مربوط به دلبستگی در کودکان در صورت شناسایی به‌موقع قابل بهبود هستند. مغز کودک در سال‌های ابتدایی زندگی انعطاف‌پذیری بالایی دارد و تجربه روابط ایمن می‌تواند بسیاری از الگوهای ناسالم را اصلاح کند. درمان معمولاً بر بهبود رابطه والد و کودک، آموزش مهارت‌های فرزندپروری، افزایش پاسخ‌دهی عاطفی والدین و در صورت نیاز، روان‌درمانی کودک تمرکز دارد.
درمان مشکلات دلبستگی

فاکتورهای موثر بر کیفیت سبک دلبستگی

کیفیت دلبستگی در کودکان تحت تأثیر عواملی مانند پاسخ‌گویی والدین، ثبات مراقبت، ویژگی‌های کودک و شرایط خانواده قرار می‌گیرد.

کیفیت دلبستگی تنها به محبت والدین وابسته نیست، بلکه عوامل متعددی بر آن تأثیر می‌گذارند. در تمام مراحل دلبستگی کودک، تعامل میان ویژگی‌های کودک، رفتار مراقبان و شرایط محیطی تعیین می‌کند که چه نوع سبک دلبستگی شکل بگیرد.

از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به ثبات رفتاری والدین، پاسخ‌دهی مناسب، ویژگی‌های خلقی کودک، شرایط اقتصادی و روانی خانواده و وجود یا نبود تنش‌های مزمن در محیط زندگی اشاره کرد. هرچه این عوامل در جهت ایجاد احساس امنیت عمل کنند، احتمال شکل‌گیری دلبستگی ایمن بیشتر خواهد بود.

اختلالات و مشکلات ناشی از کمبود سبک دلبستگی در کودکان

اگر اختلال دلبستگی در کودکان درمان نشود، می‌تواند بر جنبه‌های مختلف رشد اثر منفی بگذارد. شدت این پیامدها به نوع دلبستگی، سن کودک و مدت زمان ادامه شرایط نامطلوب بستگی دارد. برخی از مهم‌ترین مشکلات ناشی از کمبود محبت و دلبستگی عبارت‌اند از:

  • اضطراب و استرس مزمن
  • کاهش اعتماد به نفس
  • دشواری در کنترل هیجان‌ها
  • مشکلات ارتباطی با همسالان و اعضای خانواده
  • پرخاشگری یا انزوای اجتماعی
  • افت عملکرد تحصیلی
  • افزایش احتمال ابتلا به افسردگی یا اختلالات اضطرابی در آینده
  • دشواری در ایجاد روابط عاطفی سالم در بزرگسالی
    اختلالات دلبستگی در کودکان

تقویت دلبستگی سالم در کودکان چگونه است؟

تقویت دلبستگی در کودکان با ایجاد رابطه‌ای گرم، پاسخ‌گو، پایدار و سرشار از امنیت عاطفی امکان‌پذیر است.

والدین و مراقبانی که می‌خواهند زمینه را برای شکل‌گیری یک دلبستگی ایمن فراهم کنند، باید راهبردهای عملی و مبتنی بر شواهد را در تعامل روزمره خود با کودک به کار گیرند. مراحل دلبستگی کودکان از تولد تا حدود دو سالگی، دوره طلایی برای پیاده‌سازی این راهبردها است. یکی از مؤثرترین راهکارها، پاسخ‌دهی حساس و به‌موقع به نیازهای عاطفی کودک است. یعنی وقتی کودک گریه می‌کند، لبخند میزند، غان و غون می‌کند یا دستانش را به سمت مراقب دراز می‌کند، این رفتارها به‌عنوان پیام مهم تلقی شده و باید به گرمی و هماهنگی پاسخ داده شوند.

ترمیم و بازسازی رابطه پس از تعارض یا گسست عاطفی

وجود اختلاف یا اشتباه در رابطه والد و فرزند اجتناب‌ناپذیر است و به‌تنهایی باعث آسیب جدی به دلبستگی در کودکان نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد، نحوه ترمیم رابطه پس از تعارض است. والدین می‌توانند با عذرخواهی در صورت اشتباه، در آغوش گرفتن کودک، صحبت درباره احساسات، همدلی و بازگرداندن آرامش به رابطه، اعتماد از دست‌رفته را دوباره تقویت کنند.

تعاملات پاسخ‌دهی و پاسخ‌گویی متقابل

قلب تپنده شکل‌گیری یک دلبستگی سالم، تعاملات پاسخ‌دهی و پاسخگویی متقابل میان کودک و مراقب است که در طی مراحل انواع دلبستگی در کودکان نقشی تعیین‌کننده دارد. این مفهوم که به آن “هماهنگی عاطفی” نیز گفته می‌شود، به توانایی مراقب در تشخیص دقیق نشانه‌های ظریف کودک و پاسخ دادن به آن‌ها به گونه‌ای اشاره دارد که کودک احساس می‌کند “دیده شده” و “درک شده” است.

این یک گفت‌وگوی بدون سخن اما بسیار واقعی است: کودک با گریه، نگاه، لبخند یا حرکات بدن خود پیامی ارسال می‌کند و مراقب با برداشت درست آن و پاسخ مناسب، به کودک نشان می‌دهد که دنیا مکانی قابل درک و پاسخگوست.
ارتباط متقابل

ثبات و قابل پیش‌بینی بودن

یکی از نیازهای اساسی در مراحل دلبستگی در کودک، تجربه محیطی قابل پیش‌بینی است. زمانی که والدین در رفتار، قوانین، محبت و نحوه پاسخ‌گویی ثبات داشته باشند، کودک احساس امنیت بیشتری خواهد کرد.

برنامه منظم خواب، غذا، بازی و واکنش‌های قابل پیش‌بینی والدین به رفتارهای کودک، اضطراب را کاهش داده و به او کمک می‌کند جهان اطراف را محیطی امن و قابل اعتماد بداند.

فرصت برقرارکردن رابطه نزدیک

ایجاد فرصت برای تعامل مستقیم در مراحل دلبستگی در کودکان اهمیت زیادی دارد. صرف زمان باکیفیت، بازی کردن، کتاب خواندن، گفت‌وگو، در آغوش گرفتن و انجام فعالیت‌های مشترک، پیوند عاطفی میان والد و کودک را عمیق‌تر می‌کند. حتی چند دقیقه تعامل کامل و بدون حواس‌پرتی در طول روز می‌تواند اثر بیشتری از ساعت‌ها حضور فیزیکی بدون ارتباط واقعی داشته باشد.

کیفیت مراقبت

در تمامی مراحل دلبستگی کودکان، مراقب باید بتواند نیازهای جسمی، هیجانی و روانی کودک را به‌درستی تشخیص داده و متناسب با آن‌ها پاسخ دهد.

محبت، همدلی، صبر، توجه به احساسات کودک و ایجاد محیطی آرام، همگی از عواملی هستند که کیفیت مراقبت را افزایش داده و احتمال شکل‌گیری دلبستگی ایمن را بیشتر می‌کنند.

خصوصیات کودک

هر کودک با ویژگی‌های خلقی متفاوتی متولد شده و این تفاوت‌ها می‌توانند بر دلبستگی در کودکان اثر بگذارند. برخی از کودکان آرام‌تر هستند و برخی دیگر حساسیت، هیجان‌پذیری یا نیاز بیشتری به آرام‌سازی دارند.

شناخت این تفاوت‌های فردی به والدین کمک می‌کند روش مناسب‌تری برای پاسخ به نیازهای فرزند خود انتخاب کنند. زمانی که شیوه فرزندپروری با ویژگی‌های کودک هماهنگ باشد، احتمال ایجاد دلبستگی ایمن افزایش می‌یابد.

موقعیت خانواده

شرایط خانوادگی نیز در مراحل دلبستگی کودک نقش مهمی ایفا می‌کند. سلامت روان والدین، کیفیت رابطه زن و شوهر، وضعیت اقتصادی، حمایت اطرافیان، میزان استرس خانواده و وجود تعارض‌های مداوم، همگی بر کیفیت ارتباط والد و کودک اثر گذارند.

البته مشکلات مالی یا فشارهای زندگی به‌تنهایی باعث ایجاد دلبستگی ناسالم نمی‌شوند. آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی والدین در حفظ ارتباط گرم، پاسخ‌گو و حمایت‌کننده با کودک، حتی در شرایط دشوار زندگی است.

موقعیت خانواده

مادران شاغل و دلبستگی در کودکان زیر دو سال

اشتغال مادر به‌تنهایی مانعی برای دلبستگی در کودکان نیست و کیفیت تعامل مادر با کودک و حضور یک مراقب ثابت، نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌گیری این پیوند دارد.

نگرانی بسیاری از والدین این است که آیا اشتغال مادر باعث آسیب به دلبستگی در کودکان می‌شود یا خیر. پژوهش‌های روان‌شناسی رشد نشان می‌دهند که شاغل بودن مادر به‌تنهایی عامل ایجاد دلبستگی ناایمن نیست. آنچه بیشترین اهمیت را دارد، کیفیت رابطه عاطفی میان مادر و کودک، پاسخ‌گویی مناسب به نیازهای او و وجود یک مراقب ثابت و قابل اعتماد در زمان نبود مادر است.

اگر مادر پس از بازگشت به خانه برای کودک خود به اندازه کافی برای او وقت بگذارد، به احساسات او پاسخ دهد، تماس بدنی و بازی مشترک داشته باشد و در زمان غیابش هم توسط مراقبی مهربان و ثابت نگهداری شود، احتمال شکل‌گیری دلبستگی ایمن همچنان بالا خواهد بود. در مقابل، حتی اگر مادر خانه‌دار باشد اما تعامل عاطفی کافی با کودک نداشته باشد، ممکن است مشکلات دلبستگی ایجاد شود.

شاغل بودن مادران

نقش دلبستگی ایمن میان کودک و مادر در دوران بزرگسالی چگونه است؟

پرسش از نقش دلبستگی ایمن در بزرگسالی، در واقع پرسش از تداوم یک سرمایه‌گذاری عاطفی است. تجربه یک رابطه ایمن با مادر در کودکی، فقط یک خاطره خوشایند نیست، بلکه به‌عنوان یک «الگوی عملیاتی درونی» در ذهن کودک ثبت می‌شود؛ یعنی یک نقشه ذهنی که به او می‌گوید “من کیستم، دیگران چگونه هستند و روابط چگونه کار می‌کنند؟”. بزرگسالانی که چنین الگویی را در درون خود دارند، معمولاً به خود به عنوان فردی دوستداشتنی و ارزشمند می‌نگرند.

این باورهای بنیادین، در روابط عاطفی آنان به شکل اعتماد عمیق، پذیرش آسیب‌پذیری و توانایی برقراری صمیمیت پایدار بروز پیدا می‌کند. آن‌ها در هنگام تعارض، به‌جای فرار یا پرخاش، به دنبال گفت‌وگو و حل مسئله هستند و از تنهایی و طرد شدن، ترس بیمارگونه‌ای ندارند.

برآورده نکردن نیازهای کودک یا ارضای بیش از حد آن چه عواقبی دارد؟

تعادل در پاسخ‌گویی به نیازهای کودک، یکی از اصول اساسی دلبستگی در کودکان است. اگر نیازهای جسمی و عاطفی کودک به‌طور مداوم نادیده گرفته شوند، احساس ناامنی، اضطراب، بی‌اعتمادی و دشواری در تنظیم هیجان‌ها افزایش می‌یابد و احتمال شکل‌گیری سبک‌های دلبستگی ناایمن بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر، ارضای بیش از حد نیازها و انجام تمام کارها به جای کودک نیز می‌تواند مانع رشد استقلال، تحمل ناکامی و مهارت حل مسئله شود. بهترین رویکرد، پاسخ‌گویی گرم، حساس و متناسب با سن کودک است؛ یعنی والدین هم احساس امنیت را فراهم کنند و هم به‌تدریج فرصت تجربه استقلال را در اختیار فرزند قرار دهند.
توجه نکردن به نیاز های کودک

سوالات متداول در خصوص دلبستگی در کودکان

دلبستگی در کودکان یکی از مهم‌ترین موضوعات روان‌شناسی رشد است و بسیاری از والدین درباره علل، پیامدها و راه‌های تقویت آن سؤال دارند. در ادامه، به رایج‌ترین پرسش‌ها درباره این موضوع به‌صورت کوتاه و کاربردی پاسخ داده‌ایم.

اختلال دلبستگی در کودکان چیست؟

آنچه که در اثر محرومیت شدید عاطفی، غفلت یا مراقبت نامناسب در سال‌های ابتدایی زندگی ایجاد می‌شود به عنوان اختلال دلبستگی در کودکان در علم روان‌شناختی نامیده می‌شود.

چه چیزی باعث اختلال دلبستگی در کودکان می شود؟

بی‌توجهی طولانی‌مدت، بدرفتاری، تغییر مکرر مراقبان، زندگی در محیط‌های ناامن، نبود پاسخ‌گویی عاطفی و تجربه آسیب‌های شدید دوران کودکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد این اختلال هستند.

چرا دلبستگی ایمن برای کودکان اهمیت دارد؟

نتیجه دلبستگی ایمن در کودکان، افزایش احساس امنیت، اعتماد به نفس، تنظیم بهتر هیجان‌ها و روابط اجتماعی سالم‌تر در آینده است.

انواع دلبستگی در کودکان کدام‌اند؟

چهار سبک اصلی انواع دلبستگی در کودکان، دلبستگی دوسوگرا یا اضطرابی، دلبستگی اجتنابی و دلبستگی آشفته یا سازمان‌نیافته است.

دلبستگی ایمن چه ویژگی‌هایی دارد؟

کودک با دلبستگی ایمن، به والدین اعتماد دارد، هنگام ناراحتی از آن‌ها کمک می‌خواهد، پس از آرام شدن دوباره به بازی برمی‌گردد و به‌تدریج استقلال سالم را تجربه می‌کند.

چگونه می‌توان دلبستگی ایمن را در کودک تقویت کرد؟

پاسخ‌گویی سریع به نیازهای کودک، ایجاد ارتباط عاطفی گرم، بازی مشترک، تماس بدنی محبت‌آمیز، احترام به احساسات و داشتن رفتارهای قابل پیش‌بینی، مهم‌ترین راه‌های تقویت دلبستگی ایمن هستند.

آیا می‌توان دلبستگی ناایمن را اصلاح کرد؟

بله. با آموزش والدین، بهبود کیفیت رابطه والد و کودک، روان‌درمانی و ایجاد تجربه‌های عاطفی سالم، بسیاری از الگوهای دلبستگی ناایمن قابل اصلاح یا بهبود هستند.

مشکلات دلبستگی در بزرگسالان چیست؟

ترس از صمیمیت، وابستگی افراطی، بی‌اعتمادی، اضطراب در روابط، اجتناب از ارتباط عاطفی یا دشواری در مدیریت تعارض‌ها از جمله مشکلات دلبستگی در بزرگسالی است.

چه زمانی باید برای مشکلات دلبستگی کودک از متخصص کمک گرفت؟

ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی، اضطراب شدید، رفتارهای پرخاشگرانه، بی‌اعتمادی مداوم یا مشکلات رفتاری پایدار از اختلالات دلبستگی در کودکان است که برای رفع آن باید با یک متختصص مثل روان‌پزشک کودک مشورت گرفت.
پرسش های پرتکرار دلبستگی در کودکان

منبع: zerotothree

دوره سال های طلایی

مقالات مرتبط

نظرات